آیا روابط عمومی استانداری، چشم اسفندیار موالی زاده است؟!
آرمانِ ملت:استانداری خوزستان، این نهاد راهبردی که باید چون قلبی استوار، نبض پیشرفت و همبستگی استان را تنظیم کند، در ماههای اخیر زیر سایهی عملکرد پُرچالش روابط عمومیاش، در گرداب انتقادات گرفتار شده است.روابط عمومی، که باید آیینهی شفافیت و پُل ارتباطی میان مردم و مسئولین باشد، نهتنها از ایفای این نقش بازمانده، بلکه خود
آرمانِ ملت:
استانداری خوزستان، این نهاد راهبردی که باید چون قلبی استوار، نبض پیشرفت و همبستگی استان را تنظیم کند، در ماههای اخیر زیر سایهی عملکرد پُرچالش روابط عمومیاش، در گرداب انتقادات گرفتار شده است.
روابط عمومی، که باید آیینهی شفافیت و پُل ارتباطی میان مردم و مسئولین باشد، نهتنها از ایفای این نقش بازمانده، بلکه خود به منشأ حاشیه و بیاعتمادی بدل شده است.
مدیریت نارسا و مُتزلزلِ یک «سرپرست»
سرپرست روابط عمومی استانداری، که هنوز در حسرت جایگاه مدیریت مانده، با عملکردی مملو از چالش، کارنامهای مخدوش از خود به جا گذاشته است. از ممنوعالورود کردن خبرنگاران مُنتقد به استانداری تا سوءمدیریت در سفر رئیسجمهور به خوزستان و جلسات پُرحاشیه و سفر ماهشهر و بندر امام، هزینههای کلان صرفشده برای رویداد پُرطَمطراق «سلام» در حالی که ادعای سرقت معنوی آن مطرح شده بود و بدتر از همه، شایعات حذف تصاویر شهدا از فضای استانداری، این بخش را از مسیر حرفهای خود منحرف کرده و نشان از ناکارآمدی و سومدیریتی دارد که البته درحال رسیدن به ایستگاه آخر است.
سد آهنین در برابر نقد
اقدام تأسفبار روابط عمومی در محدود کردن دسترسی برخی خبرنگاران منتقد به جلسات و اخبار استانداری، مانند «دیواری بلند» میان مردم و مسئولین قد کشیده است.
این رویکرد، که نشان دهنده سانسور و یکجانبهگرایی است، نهتنها رسانهها را از وظیفهی نظارتیشان محروم کرده، بلکه اعتماد عمومی را به مثابه سرمایهای گرانبها به تاراج برده است. مگر نه اینکه «آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است»؟ پس چرا باید از نقد سازنده گریخت؟
توهین به ساحت ارزشها
شایعات مربوط به جمعآوری تصاویر شهدا از دیوارهای استانداری، زخمی عمیق بر قلب مردم خوزستان، بهویژه خانوادههای معظم شهدا، وارد کرده است.
این اقدام، حتی اگر از سر غفلت باشد، در استانی که خاکش با خون پاک شهیدان متبرک است، نابخشودنی است.
تعلل، سم مهلک مدیریت
تداوم بیش از چهارماههی سرپرستی حمیدی در روابط عمومی، نشانهای آشکار از کاستی در تصمیمگیری کلان است. این تأخیر، که برخلاف اصول مدیریت کارآمد است، پرسشهای جدی درباره تعهد استانداری به پاسخگویی ایجاد کرده است.
چرا باید چنین پستی، که نبض ارتباطی استان را در دست دارد، در بلاتکلیفی بماند؟
فراخوان برای تدبیری انقلابی
استاندار خوزستان، جناب موالیزاده، که انتظار میرود با عزم و ارادهای انقلابی، خوزستان را به سوی تعالی هدایت کند، نمیتواند در برابر این ناکارآمدی سکوت پیشه کند. روابط عمومی کنونی، به جای آنکه بازوی توانمند مدیریت باشد، به چشم اسفندیار بدل شده و اعتبار استانداری را به مُخاطره انداخته است.
اکنون زمان آن است که با تصمیمی قاطع، این گره کور گشوده شود و روابط عمومی به ریل حرفهایگری و خدمت بازگردد.
مردم خوزستان، این وارثان صبور کارون و دلاوران دوران دفاع مقدس، شایستهی نهادی پاسخگو، شفاف و کارآمدند.
استاندار محترم باید با اصلاح فوری این وضعیت، اعتماد عمومی را چون گوهری گرانسنگ بازسازی کند. خوزستان، این تاج زرین ایران، نهتنها شایستهی مدیریتی درخور است، بلکه باید الگویی برای سایر استانها باشد. وقت عمل است، نه تأخیر!
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰