کد خبر : 2426
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۱۴

آخرین موج از خاک چذابه؛ با پای پیاده ولی با شوق سواره

آخرین موج از خاک چذابه؛ با پای پیاده ولی با شوق سواره

اینجا قصه‌ها فرق می‌کند؛ یکی سال‌ها در انتظار این نفس بوده، دیگری اولین بار است که چشم به راه می‌دوزد. ذکر و تصویر کربلا در میان زائران جاری است، اما همه یک جمله مشترک دارند: فقط برسیم، دیر شده است. فاطمه دقاق‌نژاد: مرز چذابه این روزها با نزدیک شدن به اربعین حسینی فقط یک گذرگاه

اینجا قصه‌ها فرق می‌کند؛ یکی سال‌ها در انتظار این نفس بوده، دیگری اولین بار است که چشم به راه می‌دوزد. ذکر و تصویر کربلا در میان زائران جاری است، اما همه یک جمله مشترک دارند: فقط برسیم، دیر شده است.

فاطمه دقاق‌نژاد: مرز چذابه این روزها با نزدیک شدن به اربعین حسینی فقط یک گذرگاه نیست؛ ایستگاه دلدادگی است. جایی که میلیون‌ها دل، فارغ از سن، زبان، ملیت و فاصله، در یک مقصد مشترک به هم می‌رسند؛ مقصدی که نامش کربلا است.

در میان انبوه جمعیتی که لحظه‌به‌لحظه با توجه به نزدیک شدن به اربعین حسینی از مرز عبور می‌کنند، کمتر کسی را می‌توان یافت که از سختی راه، گرمای هوا سخن بگوید. آنچه در نگاه زائران موج می‌زند، اشتیاقی است که با هیچ واژه‌ای قابل توصیف نیست؛ اشتیاق رسیدن به حرم مردی که بیش از ۱۴ قرن است دل‌های آزادگان جهان را به سوی خود می‌کشاند.

امسال نیز همانند سال‌های گذشته، نه تهدیدها توانستند از شمار عاشقان بکاهند و نه فضاسازی‌های دشمنان توانستند در اراده زائران خللی ایجاد کنند. در میان جمعیت، این جمله بارها و بارها تکرار می‌شود؛ جمله‌ای که گویی زبان مشترک همه عاشقان است: از جنگ نمی‌ترسیم؛ عشق امام حسین(ع) از هر تهدیدی بزرگ‌تر است. یکی از زائران اربعین که خانواده‌گی راهی کربلا هستند، می‌گوید: مادر من از امام حسین (ع) خواسته ام در راهش خودش به شهادت برسم ترس برای زائران حسین(ع)معنا ندارد.

اینجا هر کسی قصه‌ای دارد؛ یکی سال‌ها انتظار کشیده تا دوباره در صحن و سرای سیدالشهدا(ع) نفس بکشد، دیگری برای نخستین بار راهی شده و با چشمانی پر از شوق به مسیر نگاه می‌کند. برخی زیر لب ذکر می‌گویند، برخی تصویر کربلا را در ذهن مرور می‌کنند و بعضی تنها یک جمله بر زبان دارند:فقط برسیم کربلا دیر شده است.

در میان اذحام جمعیت خروجی گیت های پایانه مرزی چذابه، دختر کوچکی که پرچم ایران را در دست هایش محکم گرفته می‌گوید: من برای بار سوم است که عازم کربلا هستم ولی اربعین امسال با اربعین سال های گذشته فرق دارد من با افتخار با پرچم ایران راهی کربلا می شوم.

گرمای هوا، خستگی راه و ساعت‌های طولانی سفر، در برابر شوق رسیدن به کربلا رنگ می‌بازد. لبخند زائران، سلام‌های بی‌تکلف و زمزمه‌های «لبیک یاحسین(ع)» در جای‌جای پایانه مرزی چذابه شنیده می‌شود؛ گویی همه آمده‌اند تا یک مقصد را با یک دل دنبال کنند.

در خروجی گیت ها زائری دیگررا می‌بینم ،که پرچم خوانخواهی قائد امت شهیدمان را در دست دارد و نیز می‌گوید: با عشق آمده‌ایم و امیدواریم این سفر معنوی نصیب همه عاشقان اهل‌بیت(ع) شود. چذابه جایی است که می‌توان بوی کربلا را استشمام کرد و هر جا را که نگاه می‌کنی عشق امام حسین(ع) در جای جای آن موج می‌زند.

یکی دیگر از زائران با اشاره به گزاف گویی های آمریکا می گوید: هرچقدر هم بخواهند با تهدید و فضاسازی، مردم را از حضور در این مسیر بازدارند، موفق نخواهند شد. ما از این اقدامات هراسی نداریم و راه امام حسین (ع) را با قدرت ادامه خواهیم داد. اخلاص و محبت خادمان خوزستان، خستگی مسیر را از بین می‌برد و احساس می‌کنیم در خانه خود هستیم.

موکب‌های حسینی در دو سوی مسیر، شبانه‌روز روشن هستند، لیوان‌های آب خنک، شربت، چای، غذاهای گرم و حتی خدمات درمانی و فرهنگی، بی‌هیچ چشم‌داشتی در اختیار زائران قرار می‌گیرد، خادمان، پیش از آنکه زائر چیزی بخواهد، به استقبالش می‌روند؛ گویی خدمت به زائر حسین(ع)، بزرگ‌ترین افتخار آنان است.

یکی از خادمان موکب‌های مردمی در مرز چذابه تعریف می‌کنند که با وجود درد پا و کهولت سن، نتوانستم تحمل کنم و به مرز نیایم.

پیرمرد دشداشه پوش که قامتشان زیر بار سال‌ها زندگی خمیده شده، می‌گوید: برای ما مهم نیست زائر از کدام شهر آمده؛ همه مهمان امام حسین(ع) هستند. افتخار می‌کنیم بتوانیم حتی با یک لیوان آب خنک یا یک وعده غذا از زائر پذیرایی کنیم. شبانه‌روز در موکب هستیم. خستگی معنا ندارد وقتی لبخند رضایت زائران را می‌بینیم.

یکی دیگر از خادمان موکب دار با اشاره به اینکه لذتی که در خادمی زائران اباعبدالله‌الحسین‌(ع) وجود دارد لذتی است که توفیقش نصیب هر کسی نخواهد شد می گوید: این خادمی از شیرین‌ترین حس‌هایی است که می‌شود تجربه کرد.

در سوی دیگر این اجتماع، ارتشی ها، مرزبانان بی‌ادعا تمام قد تا پای جان برای زائران سیدالشهدا ایستاده‌اند؛ تا هیچ زائری احساس تنهایی نکند.
از دلاور مردان مرزبانی می‌گوید: تا پای جان برای آرامش و امنیت زائران امام حسین(ع) تا آخرین قطره خونمان ایستاده ایم تا زائران با آرامش و امنیت راهی طریق العشق بشوند

چذابه این روزها تنها محل عبور نیست؛ روایت‌گر بزرگ‌ترین اجتماع عاشقانه جهان است. مرزی که میلیون‌ها نفر از آن عبور کرده‌اند تا پیمان دوباره‌ای با سید الشهدا(ع) ببندند و اکنون همان مرز، میزبان بازگشت عاشقانی است که دلشان را در کربلا جا گذاشته‌اند.
اربعین برای این زائران با پایان پیاده‌روی تمام نمی‌شود؛ این سفر، آغاز عهدی دوباره است. عهدی که هر سال میلیون‌ها عاشق را از اقصی نقاط ایران و جهان به جاده‌های منتهی به کربلا می‌کشاند.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.